موسیقی در ایران باستان

  هنر موسيقي درايران عمري به بلنداي تاريخ سرزمين آريايي دارد. درايران باستان هنگام برآمدن و فرو رفتن خورشيد گروهي به نواختن طبل و كرنا مي‌پرداختند. درآن‌زمان3نوع موسيقي‌آئيني،بزمي و رزمي مرسوم بوده است. همچنين درجشن‌هاوروزهاي تاريخي و ملي نواي موسيقي‌ايراني بگوش مي‌رسيد. مي‌توان به طور خلاصه تاريخ موسيقي ‌ايران باستان را به هفت دوره تقسيم نمود :
 

۱- پیشدادیان(۲۴۴۱ سال- از ۳۵۶۹-تا ۱۱۲۸ قبل از میلاد)

۲-کیانیان(۴۲۰سال از ۱۱۲۸ تا ۷۰۸ق م)

۳-ماد ها (۱۵۸ سال از ۷۰۸ تا ۵۵۰ ق م)

۴-هخامنشیان ۲۲۰ سال از ۵۵۰ تا ۱۸۷ق م)

۵-سلوکیه(۱۴۳ سال از ۳۳۰ تا ۱۸۷ ق م)

۶-اشکانیان(پارتها) (۴۷۵سال از ۲۴۹تا۲۲۶بعد از میلاد)

۷-ساسانیان(۴۲۰ سالاز ۲۴۹ تا ۶۴۶ب م)

 

۱- پیشدادیان

برای شناخت موسیقی  دورهء  پیشدادیان به سنبل های اساطیری شاهنامه به عنوان

سند یاد می کنیم .

فردوسی شاعر و مورخ بزرگ ایرانی توسط خاطرات نیاکان ما گنجینهء ملی ایرانیان را

بوجود آورد و شاهنامه را به سه بخش

اساطیری ( از پادشاهی کیومرث تا ظهور فریدون)

پهلوانی (از قیام کاوه آهنگر تا کشته شدن رستم)

تاریخی (از اواخر عهد کیانیان تا مرگ یزدگرد سوم)

تقسیم کرد.

         سخن هر چه گویم همه گفته اند

                                                           بر باغ دانش همه رفته اند 

فردوسی در شاهنامه از هوشنگ اولین پادشاه پیشدادیان و نبیره کیومرث یاد می کند

همینطور نام های تهمورث، جمشید ، ضحاک ، فریدون ، ایرج ، منوچهر را آورده است.

فرد.سی در پادشاهی تهمورث از کوس یاد می کند:

         چو این کرده شد  ماکیان و خروس

                                                           کجا بر خروشید که زخم کوس

 

کوس بزرگترین ساز آلات کوبه ای که در ساختمان آن پوست بکار رفته و در میدان های

نبرد تحت عنوان کوس رویین نیز بکار می رفته و در جای دیگر از کرنای سخن می گوید:

            ز بس های و هوی و جرنگ و درای

                                                            بکردار  تهمورثی  کرنای

 

در زمان جمشید از رامشگر یاد می کند:

             بزرگان  به  شادی  بیاراستند

                                                 می و جام و رامشگران خواستند

     

     

 ۲) کیانیان

با آمدن کیقباد که نامش با کی همراه است ، در شاهنامه دورهء  کیانیان آغاز می شود.

در این دوره به تدریج جنبه های اساطیری شاهان کاسته می شود و شخضیتهای پهلوانی آنها ظاهر می شود.

فردوسی در شاهنامه می نویسد: رستم جهان پهلوان به دستور زال برای آوردن کیقباد رهسپار کوه البرز می شود. در دیدار رستم و کیقباد فردوسی از سرود و رامشگری یاد می کند.

          نشستند خوبان بربط نواز                        یکی عود سوز و یکی عود ساز

سرایندهء این سخن ساز کرد                            دف و چنگ ونی را هم آواز کرد

 

در این دوره مشاهده می کنیم فردوسی از سازهای بربط ، دف و چنگ و نی سخن می گوید

و می توان دریافت که در این دوره موسیقی بزمی بوده است.

 

 ۳) ماد ها

در مورد موسیقی دوره مادها مدارک بیشتری وجود دارد.

اولین موسیقیدان این دوره شخصی بنام  اوگارِِس بوده که در دربار آستیاک آخرین پادشاه ماد

زندگی می کرد.

او انقراض پادشاهی آستیاک را بدست کورش پیش گویی کرده بود.

موسیقیدانان در دربار پادشاهان ماد از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده اند.

 

 ۴) هخامنشیان

دولت هخامنشیان توسط کورش کبیر پایه گذاری شد.

مورخین می نویسند در این دوره سه نوع موسیقی وجود داشته : مذهبی ، بزمی و رزمی.

 

۵) سلوکیان

دولت هخامنشی به دست اسکندر منقرض شد و به دست سردار یونانی سولوکوس بنیان گذاری شد.

در این دوره موسیقی ایران تحت تاثیر موسیقی یونان قرار گرفت.

این دولت یونانی خدمات فرهنگی و هنری زیادی به ایرانیان کرد اما هرگز از همکاری و پشتیبانی مردم ایران برخوردار نشدند.

 

۶) اشکانیان

بعد از سلوکیان سلسله اشکانیان تشکیل شد.

پادشاهان این سلسله با اینکه ایرانی بودند ، همچنان تحت نفوذ تمدن یونان بودند.

 

۷)ساسانیان
 
دوره حکومت ساسانیان بالغ بر چهارصد سال بطول انجامید و این عصر را در میان اعصار تاریخ ایران پیش از اسلام، درخشانترین دوره موسیقی نام نهاده اند. در این دوره قدرت متمرکز به جای قدرتهای پراکنده در ایران حاکمیت یافت و با تمرکز قدرت و جذب تدریجی ارباب هنر به دربار، زمینه رشد، پیشرفت و پرورش هنرمندان، بویژه موسیقیدانان فراهم آمد.

بطوری که در تاریخ ایران آمده است این تنها نام مشاهیر هنری دوره ساسانی است که باقیمانده و از مشاهیر دوره های قبل، حتی نامی هم در بین نیست. تا جایی که عده ای به وجود نوابغ علوم و هنر در ایران تا پیش از این اعتقاد ندارند و ایرانیان قدیم را تنها افرادی که دارای استعداد نظامی و اقتصادی بودند، می شناسند.

با ظهور شخصیت هایی همچون مانی و مزدک، انواع ادبیات هنری (غیر شعری) و هنرهای ظریفه رشد پیدا کرده و طرفدارانی را به خود جلب کرد. در این میان می توان به نقاشی های مکتب مانی، کتابهایی نظیر کارنامه اردشیر بابکان، خداینامه (خواتای نامک) و دهها اثر دیگر که از آن دوره برجای مانده است اشاره کرد.

اردشیر بابکان طبقات مختلف موسیقیدانها را نیک می شناخت و برای هریک قانون مخصوصی وضع کرده بود. انوشیروان در رعایت قانون و حقوق هنرمندان سعی آشکار داشت و بهرام گور خود چکام سرایی چیره دست بود.

با تشویق و حمایت دربار ساسانی از موسیقیدانها، مردم نیز بتدریج علاقمند به موسیقی شدند، بطوریکه در این دوره موسیقیدانان از رفاه و احترام بسیاری برخوردار بودند. نام اولین موسیقیدان بزرگ ایرانی از قبیل باربد، نکیسا، بامشاد و رامتین نیز از همان زمان برای ما به یادگار مانده است. همچنین نام بسیاری از الحان سازنده موسیقی و سازهای آن زمان.
 
اردشیر بابکان
رواج موسیقی در عصر ساسانی با نام اردشیر بابکان تداعی می شود. اردشیر بابکان طی سلطنت خود که کمتر از بیست سال بود (241-226 میلادی) ، ایران را به مدارج بالایی از نظم و اعتبار جهانی رساند.

تعیین نظام طبقاتی مردم و همچنین موسیقیدانها از ابتکارهای او بود. در این زمان خنیاگران و رامشگران که از دیرباز جزو طبقات متوسط و گاهی حتی پست جامعه بودند، به سطح درباریان ترقی داده شدند. او درباریان را به هفت طبقه تقسیم کرده بود که موسیقیدانان در طبقه پنجم محسوب می شدند.

آرتور کریستین سن مستشرق اروپایی که در باره تمدن ایران در عهدد ساسانی تحقیقات زیادی انجام داده است با تحسین و تعجب می نویسد :

"در زمان حکومت ساسانیان و اردشی، خنیاگران (نوازندگان و سازندگان) در ردیف مامورین عالیربته دولت بودند."

علامه عباس اقبال آشتیانی می نویسد :

"موسیقی در ایران قدیم، رونق بالنسبه کامل داشته است. اردشیر بابکان موسس سلسله ساسانی در موقعی که درباریان و اعیان حضرت خود را به طبقات ممتاز تقسیم می نمود، مطربان و مغنیان را طبقه مخصوصی قرار داد و در میان طبقات ایشان را مقامی متوسط اعطا فرمود."
 
بهرام گور
بهرام گور پانزدهمین پادشاه ساسانی بود، او در نوجوانی با فرهنگ و ادب و هنر کشورهای دیگر آشنا شد و طبق رسم اشراف زادگان آن زمان، بعد از یادگیری علوم و فنون مختلف، موسیقی آموخت.

بهرام مردی جنگاور بود که بی اندازه به موسیقی علاقه داشت. بطوریکه بعد از نشستن به تخت پادشاهی اولین کاری که کرد رسیدگی به وضع موسیقیدانان و تامین رفاه آنها بود. او موسیقیدانها را از لحاظ مقام و رتبه بالاتر برد و گروهی از آنها را به طبقه اول برنشاند. جانشینان بهرام تا انوشیروان نیز این رسم را برپا داشتند.

علاقه بهرام گور به موسیقی به حدی بود که هنرمندان بزرگ را با مطربان برابر می نشاند و به دلخواه خود تعیین رتبه می کرد. تا جایی که اسباب ناخشنودی عده ای را فراهم می ساخت! او هرکس را که مایه خوشنودی خود می دید برتر می نشاند.

ابو منصور ثعالبی صاحب کتاب "غررالاخبار ملوک الفرس" آورده است که :

"بهرام گور چهارصد نوازنده را از هند به ایران خواند، و این هنرمندان را بر سایر طبقات مقدم شمرد. این هنرمندان به نام لولی یا سوری نامیده می شدند. آنان شوخ و ظریف بودند و در هر کوی و برزن، شهر و روستا برای مردم ساز می نواختند و می خواندند."

حمزه اصفهانی اضافه می کند : "اینان در ایران ماندند و زاد و ولد کردند که طایفه زط همین ها هستند."
 
انواع موسیقی در ایران
 
به طور کلی موسیقی در تاریخ ایران به نوع های زیر تقسیم می شود که در بالا به رواج آن ها در برخی ادوار اشاره نامی کردیم و حال برای آن ها توضیحی آورده ایم.

موسیقی بزمی
در شاهنامه به شواهدی برمی‌خوریم که می‌تواند نکاتی از موسیقی دوره‌ی میانه‌ی ایران را مشخص کند. معمولاً در شاهنامه واژه‌ی رامشگر به‌کار رفته است. در داستان کیکاووس می‌بینیم که دیو رامشگر می‌گوید: « من ماهرترین رامشگران مازندرانم » و چون شروع به خواندن آوازی درباره‌ی مازندران می‌کند، کیکاووس چنان تحت تأثیر قرار می‌گیرد که برای گرفتن مازندران مصمم می‌شود:

بــرفــت از بـــر پـــرده ســالار بــار     خــرامـــان بـیــامـد بــر شـهــریار
بگفتش کـه رامشگـری بر درست     ابــا بـربـط و نــغــز رامـشگــرست
بـفــرمــود تـا پیــش او خــوانــدنـد     بـــر رود ســازانــش بنـشـانــدنـد
بـه بربط چو بایست برخاست رود     بــرآورد مــــازنــــدرانــــی ســـرود

و باز در شاهنامه می‌خوانیم که اسفنديار در چهارمین خوان، هنگامی‌که در جنگل کنار چشمه‌ای نشسته است، تنبور می‌نوازد و از جنگ‌ها و سرگردانی‌هایش به‌آواز شکایت می‌کند:

هــمانــگــاه تـنـبــور در بــر گـرفــت     سـرايـیـدن از کـام دل در گـرفــت
همـی گفت با خـود یـل اسفنـدیار     که هـرگـز نبینـم مـی و میـگسار
نبـیــنــم جــز از شـیــر و از اژدهـــا     ز چـــنــگ بـــلاهــا نیـــابــم رهــا

و در زادن رستم، سام دستور می‌دهد که جشنی بیارایند و رامشگران را بخوانند:

بــه شـادی بــرآمـد ز درگاه کـوس     بیاراست ایوان چو چشم خروس
بـفـــرمــود آئـیــن کــران تــا کــران     همـه شهـر سگسـار و مـازندران
مـی آورد و رامشـگــران را بـخواند     به خواهندگان بـر درم بـر فشانـد

موسیقی رزمی
سرودهای پهلوانی و ابزار موسیقی در جنگ‌ها نیز به‌کار می‌رفته است و بنابر رویدادها، سرودها و سازها با یکدیگر هماهنگ می‌شدند. می‌توان از مثال‌هایی که در فارسی میانه‌ی مانوی آورده شده است استنباط کرد که در دوره‌ی ساسانیان موسیقی چون نیرنگی در جنگ به‌کار می‌رفته است. در روایت مانوی نقل شده است که مردان به دژی حمله کردند و به درون را نیافتند. پس، نگهبانان دژ را با آهنگ و سرود خوش فریفتند و چون آنان به دیدن نوازندگان رفتند ؛ دشمنان به دژ داخل شدند.
در شاهنامه زال به رستم می‌گوید که هنوز برای جنگیدن جوان است و بهتر است خودش را با گوش‌دادن به سرودهای پهلوانی سرگرم کند:

تـــو را گــاه بــزم است و آوای رود     کـشیـدن مـی و پـهلوانی سـرود
نـه هنــگام رزمـست و ننگ و نبرد     بــرآوردن از خـــاک بــر مــاه گــرد

موسیقی سوگواری
در « یادگار زریران »، در میدان جنگ « بستور » بر بالای پیکر مرده‌ی پدرش می‌رود و مرثیه‌ی کوتاه و عمیقی را می‌خواند و در شاهنامه، هنگامی‌که سهراب از مرگ « ژنده‌رزم » آگاه می‌شود به همراه خدمتکاران و رامشگران برای دیدن او می‌رود:

چـو بشنیـد سهـراب برجست زود     بــيــامــد بــر ژنــده بــر سـان رود
ابـا چـاکـــر و شـمــع و خنیـاگــران     بــیــامــد ورا دیـــد مـــرده چنــان

و چون خسرو گرفتار می‌شود و قباد شیرویه او را به تیسفون تبعید می‌کند ؛ باربد به درگاه او می‌رود و نوحه‌سرایی می‌کند:

بـــســـازید نـــوحــــه بـــه آواز رود     به بربـط همی مویـه زد با سـرود
اَبــَـرپــهلــوانـی بـــرو مــویــه کــرد     دو رخـسـاره‌ی زرد و دل پـر ز درد

موسیقی در شكار
نقش طاق‌بستان، خسرو پرویز را به‌هنگام شکار گراز نشان می‌دهد. در این نقش دو قایق به‌همراه قایق خسرو وجود دارد که در یکی از آنها زنان چنگ‌نواز هستند و در دیگری زنان خواننده که گروهی از آنها دست می‌زنند.
بهرام گور عادت داشت که با شتر به شکار رود و همواره گروهی از دختران آوازه‌خوان او را همراهی می‌کردند. موسیقی در ضمن شکار، تنها برای خوشی شکارچی نبوده است ؛ بلکه راهی برای به‌دام انداختن شکار نیز بوده است ؛ چون شکارچیان همواره بر این باور بوده‌اند که موسیقی سبب جلب شکار می‌شود و این سنت در هند هم موجود است.

موسیقی آموزشی
استرابو می‌گوید که استفاده از آوازهای داستانی برای آموزش در زمان پارت‌ها به‌کار می‌رفته است و آموزگاران کارهای بزرگان را همراه با آواز یا بدون آواز برای شاگردان شرح می‌دادند.

موسیقی دینی
در بندهش آمده است که : « وین‌بانگ آن است که پرهیزگاران نوازند و اوستا خوانند ؛ بربط، تنبور، چنگ و هر ساز زهی را که نوازند، وین خوانند. »
آثار استفاده از آوازهای مذهبی در ایران هم در متون باقی مانده است و هم در اشاراتی که به وسیله‌ی تاریخ‌نویسان باستان شده، وجود دارد. اگر چه، در قرن‌های بعد، میان دین و آئین‌های پهلوانی تداخل می‌شود، به طوری که داستان‌های قهرمانی وارد متن‌های مذهبی می‌شود و خدایان قدیم به صورت قهرمانانی در حماسه‌های غیرمذهبی در می‌آیند.
در دوره‌ی میانه‌، معابد مانوی از موسیقی استفاده‌ی کامل می‌کردند و ثروت عظیمی از سرودها و متن‌های مذهبی به‌جا گذارده‌اند. آنها که برای بیان احساس خویش از همه‌ی هنرها سود می‌جستند، به نقش موسیقی در شکل دادن و جایگزینی مفاهیم به‌خوبی آگاه بودند. با مطالعه در آثار مانوی و نواهای به‌جا مانده در سروده‌های آنها می‌توان گفت که:
۱. مانویان نوع مخصوصی از موسیقی برای معابد خود داشتند و نواهای به‌جا مانده تنها برای این آئین ساخته شده بود.
۲. از ابزار موسیقی، طبل، چنگ، شیپور و نای را در مراسم خود استفاده می‌کردند.
۳. روش همسرایی در خواندن سرودها به‌کار رفته است. این روش به این صورت بوده است که یک آموزگار (رهبر سرایندگان) سرودی را می‌خواند و بعد گروه همسرایان (آموزنده) آن سرود را تکرار می‌کردند. این روش هنوز در خانقاه‌ها مرسوم است.

دانلود شاهنامه فردوسی

نرم افزار شاهنامه فردوسی را برای شما با فرمت جاوا آماده کرده ایم که قابل اجرا بر تمامی گوشی های همراه می باشد.

 
 
 
 
 
 
 
حجم فایل:۲۵۲kb

چه بر سر تاریخ و هویت خود آورده ایم؟

برای مشاهده عکس ها و مطالب به ادامه مطلب مراجعه کنید

ادامه نوشته

یهودیت

با درود فراوان .این مطلب را به خواست دوست عزیز آقای نصیر ارسال کردم که امیدوارم اطلاعات کافی در اختیار ایشان و دیگر عزیزان قرار گرفته باشد.در ضمن جواب سؤالتان در بخش فعالیتهای مذهبی قرار دارد.امیدوارم در ارسال های بعدی مطالبی از سایر ادیان کهن بیاوریم. 

پیدایش یهودیت

پیدایش این دین با آمدن دستور خدایی بر موسی در آتش روح خداوند آغاز شد، و به نام‌های چون: دین عبری، دین بنی‌اسرائیل، دین کلیمی و دین یهودی آشنا است. رابرت هیوم در کتاب ادیان زنده جهان می‌گوید «این واژه نخستین بار در حدود یکصد سال پیش از میلاد مسیح در ادبیات یونانی- یهودی به کار رفته‌است و واژه دیگری که تمام تاریخ این دین را در بر بگیرد، وجود ندارد.». مأموریت اصلی، موسی، بر دو چرخه استوار بود. نخست دعوت بنی‌اسرائیل به عبادت خدای یکتا یا یهود و دوم آزادی قوم بنی‌اسرائیل از اسارت فرعون مصر بود. موسی با آوردن تورات از جانب خداوند، قوم خود را به راه رستگاری هدایت نمود. بعد از موسی، یوشع رهبری بنی‌اسرائیل را برعهده گرفت و بعد از یوشع، پیامبران زیادی با آوردن کتاب مقدس، هدایت قوم بنی‌اسرائیل را عهده‌دار شدند. یهودیان، عهد قدیم را محصول تعالیم انبیا، خود می‌دانند، تعالیمی که از موسی (حدود ۱۲۵۰سال قبلا از میلاد)شروع و به ملاکی (حدود ۱۶۰ قبل از میلاد) ختم می‌شود. عهد قدیم، میراث گرانبهای موسی و پیامبران بنی اسرائیل محسوب می‌شود. از عهد قدیم دو نسخه مهم قدیمی موجود و در دسترس است: یکی به زبان اصلی، یعنی عبری و دیگری به زبان یونانی که به ترجمه سبعینیه (با هفتادتنان) معروف است. قدیمی‌ترین نام عبری کتاب مقدس هاسفریم به معنای الکتب می‌باشد.

یهودیت از قدیمی ترین ادیان روی زمین است.و اولین مذهبی بودکه خدای را به یگانگی پرستید.در جهان سیزده میلیون یهودی زندگی می‌کنند. مذهب بهودیت برای تمام زندگی و جزئیات آن دستوراتی دارد که هم در تورات مکتوب و هم در سنت شفاهی آموزش داده می‌شوند. کتاب مقدس ایشان تورات است که اکثر یهودیان معتقدند خداوند آن را نوشته‌است.

اعتقادات

میمونیدز یک معلم معروف یهودی در قرن دوازدهم بود که فهرست اعتقادات سیزده گانهٔ یهودیان را چنین تنظیم کرد: ۱ - خدا همه چیز را خلق نمود و هم چنان همه چیز را اداره می‌کند ۲ - تنها یک خدا وجود دارد که در همه چیز کامل است ۳ - خدا بدن ندارد و شبیه هیچ چیزی در این دنیا نیست ۴ - خدا همیشه بوده و همیشه خواهد بود ۵ - انسان‌ها باید تنها برای خدا عبادت کنند ۶ - کلام تمام انبیای بنی اسراییل درست است ۷ - پیش گویی‌های موسی درست است و او بالاترین پیامبری است که بوده و خواهد بود ۸ - خدا تورات را به موسی داد ۹ - تورات تغییر نخواهد کرد و تورات دیگری هم نخواهد آمد ۱۰ - خدا افکار و اعمال همه را می‌داند ۱۱ - خدا مطیعین دستوراتش را پاداش و مخالفینش را عذاب خواهد داد ۱۲ - مسیح خواهد آمد ۱۳ - خدا مردگان را به زندگی بر خواهد گرداند

میتزووت یا دستورات

اعمال مطرح در مذهب یهودیت را میتزووت می‌گویند. میتزوا دستوری است که خدا به مردم می‌دهد. برخی میتزوا را به عمل صالح یا نیکوکاری ترجمه می‌کنند. ششصد و سیزده میتزووت برای یهودیان لازم است که انجام دهند. برخی در زندگی روزمره داخل هستند و برخی در مواقع خاص صورت می‌گیرند. بسیاری از این دستورات را الان نمی‌توان اجرا نمود چرا که معبد مقدس اورشلیم تخریب شده‌است.

دستورات

یهودیان معتقدند موسی ده فرمان و تورا را از کوه سینا با خود پایین آورد. و به جز پنج کتاب یا سفر موجود تورا محتوای دیگری هم دارد که آن را میشنا یا تورای شفاهی هم می‌نامند که توضیح می‌دهد می‌گوید چگونه قوانین پنج سفر را انجام بدهیم. تفسری که بر این میشنا نوشته شد ه‌است گمارا نام دارد و با هم این دو کتاب را تلمود می‌نامند. یهودیان سنتی معتقدند خداوند تورای مکتوب و شفاهی را به موسی داد و او آن‌ها را با رعایت امانت به یهودیان رسانید و آن چه که امروز در دست ماست هم دقیقا همان است و باید همه دستورات آن مروز هم صورت بگیرد. یهودیان لیبرال می‌گویند تورا الهام داوند است اما انسان‌ها آن نوشته‌اند و دسوترات اخلاقی آن همیشه لازم الاجرا هستند بر خلاف بسیاری دستورات آیینی که امروز لازم نیست صورت بگیرد. در یهودیت حرکت مثبتی تلقی می‌شود که فرمان‌ها را به بحث بگذرند و تحقیق کنند چطور باید آن‌ها را اجرا کنند. تلمود پر است از قصه‌های رای‌هایی که در این موارد با هم بحث می‌کردند. لطیفه‌ای در این بابا است که می‌گوید «دو یهودی، سه نظر». برخی از این نظرات را همه پذیرفته‌اند اما برخی دیگر هنوز تحت بحث هستند. امروزه یهودیت رهبر واحدی ندارد که تصمیم بگیرد چگونهفرمان را اجرا کنیم یا به چه چیز اعتقاد بورزیم. گرچه یهودیان اعتقادات پ نظرات مختلف دارند هنوز یک دین و یک ملت هستند. ده فرمان را همه یهودیان در پای کوه سینا شنیدند. این خاصیت ده فرمان است اما یهودیان اتفاق نظر دارند که تمام ششصد و سیزده دستور تورا به یک اندازه اهمیت دارند.

ده فرمان این‌ها هستند

۱ - به خدا اعتقاد داشته باشید ۲ - جز او کسی یا چیزی را نپرستیدتصویری یا مجسمه‌ای را به عنوان خدا نسازید به آن ارادت نورزید و آن را تعظیم نکنید ۳ - نام خدا را بیهوده نبرید ۴ - شبات نگه دارد یعنی در روز هفتم استراحت کنید ۵ - به والدین خود احترام بگذارید ۶ - قتل نکنید ۷ - زنا نکنید ۸ - دزدی نکنید ۹ - شهادت دروغ ندهید ۱۰ - به مال دیگری حسد نورزید

یکی از ده فرمان حفظ شبات است که با غروب جمعه آغاز می‌شود و با غروب شنبه به پایان می‌رسد. شبات روز استراحت برای تشکر از خداوند برای خلق زمین است. سنت استرحات شبات ریشه در تورا دارد. تورا می‌گوید خداوند دنیا را در شش روز آفرید و در روز هفتم دست نگه داشت. بسیاری یهودیان در این روز برای دعا به کنست یا معبدهای خود می‌روند. یهودیان مومن در شبات دستورات بسیاری را رعایت می‌کنند. از جمله این که در شبات نباید کاری انجام شود. بسیاری اعمال هستند که شاید حتی کار تلقی نشوند. مثلا یک یهودی نمی‌تواند در شبات آتش بیفروزد اتومبیل براند چرا که در موتور ماشین آتش روشن می‌شود لامپ روشن یا خاموش کند آشپزی کند بنویسد چیزی را در خیابان حمل کند کاری که لازمهٔ تحرک شدید بدنی است صورت دهد دوچرخه سواری کند وسایل الکتریکی مثل کامپیوتر تلویوزیون یا آسانسور استفاده کند خرید و فروش کند

یهودیان سنتی در این مورد بسیار با توجه هستند. در این روز خاص همه پیاده به معبد خود می‌روند. نماز اضافی می‌خوانند. کسی خیلی دور از خانه نمی‌رود. به دیدار دوستان می‌روند. برای شام و ناهار مهمان دعوت می‌کنند و در کنار هم فقه یهودیت را مطالعه می‌کنند. یهودیان لیبرال همهٔ این کارها را نمی‌کنند. به معبد می‌روند دوستان را زیارت می‌کنند و غذاهای خاصی می‌خورند. ولی اتومبیل می‌رانند به خرید می‌روند و از برق استفاده می‌کنند.

کشروت قوانین یهودیان برای غذاها

یهودیانی که قانون کشروت را رعایت می‌کنند غذاهای خاصی میل می‌کنند که با ترتیب خاصی تهیه شده باشد. غذایی که یک یهودی می‌تواند بخورد کوشر نامیده می‌شود.یهودیان سنتی در این مورد بسیار با توجه هستند. نمی‌توان در رستوران‌های غیر کوشر و یا در منزل کسی که کشروت را رعایت نمی‌کند عذا خورد. گاهی رعایت این اصل دیدار دوستان یا انجام کار را دشوار می‌کند. اما باید یدانیم این هم بخشی از مذهب یهودیت است. یهودیان لیبرال ممکن است کشروت را رعایت نکنند. بهتر است از خودشان در این مورد سوال شود.

غذاهای کوشر

یهودیان می‌توانند همه نوع میوه یا سبزی را اگر خوب شسته شود و مطمئن شوند حشره‌ای در میان آن نیست میل کنند. یهودیان می‌توانند هر ماهی باله و فلس داری را بخورند. از جمله قزل آلا و ماهی تون اما خرچنگ صدف و میگو برایشان حرام است. یهودیان یم توانند گوشت هر حیوان نشخوارکنندهٔ سم شکافته‌ای را میل کنند از جمله گاو گوسفند بز و آهو گوشت پرندگانی که در تورا برای خوراک مردم ناپاک خوانده شده غیرقابل مصرف است اما مرغ اردک و بوقلمون حلال است. غذایی که کسی می‌پزد یا در بسته بندی عرضه می‌شود باید به نظر و تایید متخصص کشروت یا ماشگیاخ برسد. عسل کوشر است. تقدیس غذا به دتس ربای یک اسطورهٔ تجملی است و واجب نیست.

غذاهای غیر کوشر

غذی غیر کوشر را تریف می‌خوانند به معنای مخدوش. چرا که تورا می‌گوید گوشت حیوانی را که درنده‌ای دریده یا کشته نخورید. گوشت حیوان غیرنشخوادکننده یا غیر سم شکافته حرام است. مثلا خوک سم شکافته‌است اما نشخوار نمی‌کند. فیل نه سم شکافته‌است نه نشخوار می‌کند. هر دو تریف هستند. خزندگان دوزیستان و جوندگان تریف هستند هیچ حیوان دریایی که فلس و باله نداشته باشد کوشر نیست مثل کوسه مارماهی خرچنگ و میگو پرندگان گوشت خوار نام برده در تورا برای خوردن مناسب نیستند حشرات را نمی‌شود خورد الا آن‌ها که بر پایشان می‌پرند مثل جیریرک

قوانین کشروت دیگر

حیوان را باید با حرکت سریع یک چاقوی بسیار تیز ذبح کرد تا سریع بمیرد تمام خون آن باید خارج شود سپس میل شود چون در تورا می‌گوید تولهٔ بز را در شیر مادرش نپزید یهودیان غذایی را که شیر و گوشت هر دو در آن است میل نمی‌کنند و همیشه اسباب و ظروف آشپزی متفاوتی را برای پخت چنین غذایی به کار می‌برند تا این دو با هم تماس نیابد. بیشتر یهودیان یک تا شش ساعت پس از غذا محصولات شیری میل نمی‌کنند غذای کوشر باید در آشپزخانه‌ای تهیه شود که برای غذای کوشر آماده شده‌است. اگر غذای غیر کوشر در آن پخته شده اشد باید اول به طریق خاصی تمیز شود.

نقاط مهم حیات یک یهودی

تولد بریت میلا که در هشت روزگی نوزاد پسر ختنه صورت گرفته و کودک نام گذاری می‌شود. پیدیون هابن رسمی است که یک پدر انجام می‌دهد تا برای نخست زادهٔ مذکر زنش از معبد نجات بطلبد. بط لاویان و کاهنان این رسم را اجرا نمی‌کنند. بت میتزوا در دوازده سالگی یک ختر برگزار می‌شود و پس از آن او یک زن تلقی می‌شود برمیتزوا همان مراسم در سیزده سالگی یک پسر است که توراخوانی و دعاهای خاصی هم دارد ازدواج تواد اطفال مرگ

از ازل یهودیان با هم هم عقیده بودند تا دویست سال قبل گروهی یهودی در آلمان تصمیم گرفتند مدرن تر و شبیه به سایر آلمانی‌ها شوند و برخی باورها را کنار بگذارند به این یهودیان رفورمیست یا اصلاح طلب می‌گویند. به جز سه گروه محافظه کار اصلاح طلب و ارتدوکس گروه‌هایی با تعداد کمتری هم وجود دارند مثل قرائون. هر گروهی بر اساس فهم خودش از یهودیت اعمال خودش را دارد. برخی از یهودیان بسیاری قواینن را کنار گذاشته‌اند. مثلا اصلاح طلبان یا لیبرال‌ها کشروت یا شبات را رعایت نمی‌کنند و به جای ان جنبه‌های اخلاقی یهودیت را مد نظر قرار می‌دهند. یهودیان که دیدند با این اوضاع سنن یهودی از دست می‌رود برای حفظ سنن پس از لیبرال‌ها بر علیه آنان محافظه کاران را به وجود آوردند. ارتدوکس‌ها این هر دو ار مردود می‌شمرند و تغییراتی ار که آن‌ها به وجود آورده‌اند از حیز اعتبار ساقط می‌دانند. در اسرایل تمام یهودیان به کنست می‌روند. کنست‌های اصلاح طلب یا محافظه کار بسیار کم هستند. یهودیان اسراییل خود را اصلاح طلب یا ارتدوکس یا محافظه کار نمی‌دانند بل خود را هاردی -بسیار مذهبی- داتی -دینی- ماسوراتی -سنتی- یا خیلونی -سکولار- می‌دانند.

اسماء الله

یهودیان معتقدند نام اعتبار بسیاری دارد و نه تنها می‌گوید طرف کیست بل اطلاعاتی هم در باب او به ما می‌دهد.اسم‌های خدا نیز بسیار اهمیت دارند و بردن آن به شکل کامل ممنوع است و به این دیل است که می‌بینیم هر جا نا خدا ار می‌خواهند بنویسند تغییری در ظاهر آن می‌دهند. هاشم معادل الاسم در عربی است و در غیر از مواقع دعا برای نام بردن از خدا هاشم می‌گویند ادونای یا خدای من موقعیت خدا را نشان می‌دهد که پادشاه جهان است و نامش این را نشان می‌دهد الوهیم یعنی او که آن قدر قوی است ک هر کاری می‌تواند بکند و موقع اشاره به توان خدا در ایجاد عدالت این نام برده می‌شود که اشاره دارد به این که خدا دنیا را خلق و با عدالت اداره کرد. این دو نام آخر آن قر مهم هستند که ارتدوکس‌ها تنها زمان دعا زا آن‌ها استفاده می‌کنند. جز آن هاشم یا الوکیم می‌گویند اگر نام خدا بر پاره کاغذی باشد نمی‌توان دورش انداخت باید به طریق ویژه‌ای حفظ کرد و سوزاند. برخی معتقدند نام دا به زبان‌های دیگر چنان تقدسی را ندارد. یهوه مقدس ترین نام خداست که بسیاری یهودیان آن را نمی‌گویند. کسی نمی‌داند این اسم دقیقا از کجا می‌آید و یا معنای آن چیست. شبیه فعل عبری هایاه یه معنای بودن است. در تورا وقتی موسی از خدا می‌پرسد کیستی پاسخ می‌شنود من همانم که هستم. یهودیان معتقدند نام یهوه اشاره به بی پایانی خداوند دارد.

ایران و یهودیان

آشنایی دو ملت ایران و یهود، در حدود دو هزار و هفتصد سال پیش آغاز شد. در كتاب مقدس ، به ویژه اسفار استر، دانیال ، عزرا، نحمیا، و تواریخ ایام ، شواهد تاریخی و لغوی در تأیید این آشنایی یافت می شود. در كتاب مقدس ، نام شاهان ایران چون كورش ، داریوش ، خشایارشا و اردشیر و نیز القاب ایرانی آمده است و در تلمود، صدها واژه كه ریشه ایرانی دارند، به چشم می خورد.

سنت های شفاهی متداول در میان یهودیان ایران و وجود مقابر انبیا و بزرگان در خاك ایران مانند آرامگاه دانیال در شوش ، استر و مردخای در همدان ، حبقوِ در تویسركان و زیارتگاه سارَه بَت آشِر در نزدیكی اصفهان ، سه یار دانیال (حنانیا، میشائل و عزریا) در قزوین ، نشانگر قدمت سكونت یهودیان در ایران است .

یهودیان ایران را می توان قدیمی ترین اقلیت مذهبی این سرزمین دانست . آنان طی بیست و هفت قرن ، حامل و حافظ فرهنگ اصیل ایران بوده اند، چرا كه این قوم براساس سیاست های دولت آشور مبنی بر جلای وطن و كوچ اقوام مختلف ، در حدود دویست سال قبل از مرگ كورش در سرزمین های پارسی زبان سكونت داشتند. كورش كه در سال 538ق.م . بابل را فتح كرد، به یهود كه حدود نیم قرن در اسارت به سر می بردند، آزادی بخشید و به آنان اجازه داد كه دوباره به اورشلیم بازگردند و معبد خود را كه توسط بخت النصر ویران و غارت شده بود، از نو بنا كنند؛ اما همه یهودیان بازنگشتند و عده ای از آنان در بابل ماندند و گروهی نیز به جنوب و مركز سرزمین ایران هخامنشی كوچ كردند. یهودیان نیز به پاس بزرگواری كورش ، به او لقب «مسیح خدا» دادند.

بدین ترتیب ، یهودیان با تاریخی چهار هزار ساله ، بیش از نیمی از دوران حیات تاریخی خود را در سرزمین ایران به سر برده اند. ایران همواره عرصه رشد و شكوفایی و جایگاه تلاش و كوشش این قوم بوده است.

در زمان ساسانیان ، شاپور دوم با كوچاندن تعداد بسیاری از یهودیان از ارمنستان به ایران ، جمعیت یهودی ایران را به شكل چشمگیری افزایش داد. منابع بسیاری ، سپاهان (اصفهان كنونی ) را پرجمعیت ترین شهر یهودی نشین آن عصر می دانند. برخی دیگر معتقدند اصفهان را كه نام نخستین آن یهودیه بوده است ، اسرای یهودی ساخته اند.

در دوره ساسانی ، تقریباً در سراسر ایران ، از نهاوند تا بلخ و از خوارزم تا سواحل خلیج فارس ، یهودیان جوامع متشكل داشتند و به ظن قوی ، از لحاظ زبان و فرهنگ، در میان ایرانیان حل شده یا در جریان حل شدن بودند. در آن زمان یهودیان ایران و بابل، دارای سه آكادمی مهم دینی به نام های «سورا»، «نهردعا» و «پومبدیتا» بودند كه آكادمی های نهردعا و پومبدیتا در قرن دهم میلادی (دوره عباسیان ) به بغداد منتقل شد. در این آكادمی ها، آموزش علوم دینی یهود، خصوصاً آموزش تورات از اهمیت خاصی برخوردار بود، چنان كه در مدرسه سورا بود كه «راب اشی » به مطالعه ، گردآوری ، تألیف و تلفیق تمام تفسیرها، مباحث و رسالاتی كه به نام تلمود به كتاب میشنا افزوده شده بود، مشغول شد و «تلمود بابلی » را تألیف كرد.

فعالیت های مذهبی

كنیسا كه در عبری ، «بت هَكنِسِت » نام دارد، در لغت ، به معنای «خانه اجتماع » است و محل عبادت و تجمع مذهبی یهودیان محسوب می شود. در زمان برپایی معبد بیت المقدس ، مركز عبادت و اجرای مراسم مذهبی ، معبد بود و البته دعا یا نمازهای شخصی غیر از این محل ، در هر مكانی قابل اجرا بود. پس از ویرانی بیت المقدس در حدود دو هزار سال پیش ، كنیساها به عنوان عبادتگاه و محل اجرای آیین و نمازهای دینی و نیز مكان تجمع جهت شنیدن موعظه ها و تعالیم دینی و حل و فصل مشكلات اجتماعی به كار می رفتند. اجزای اصلی هر كنیسا، عبارتند از صحن زنان و مردان ، محل قرار گرفتن طومارهای تورات ، و محل قرائت و نمازها توسط پیش نماز.

در ایران ، قدمت كنیساها در محله های یهودی نشین مربوط به آغاز اسكان ایشان در آن مكان است . در تهران 16 كنیسا وجود دارد. قدیمی ترین كنیساها، با توجه به سكونت اولیه این جامعه در مناطق جنوبی ، در محله عودلاجان (خیابان مصطفی خمینی ) قرار دارند و كنیسای «حاداش » دارای قدیمی ترین و جالب ترین معماری داخلی كنیساهای شهر است . پس از نقل مكان این جامعه به مناطق مركزی و پراكندگی آنان در سایر نواحی ، كنیساهای جدیدتری ساخته شد كه نمونه آن ، كنیسای یوسف آباد واقع در خیابان سیدجمال الدین اسدآبادی است و بزرگ ترین و زیباترین كنیساهای تهران است.

در هر كنیسا، معمولاً یك روحانی علاوه بر پیش نماز، به اداره مراسم می پردازند؛ هر چند كه وجود آنان ضروری نیست و طبق احكام یهود، هر گاه ده نفر مرد یهودی گردهم آیند، می توانند مراسم را به شكل جماعت و به طور كامل انجام دهند.

در ایران ، یك مرجع دینی روحانی به نام «خاخام یوسف همدانی كهن » تمام یهودیان ایران را رهبری می كند. در هر كنیسا، یك یا چند پیش نماز دائم یا موقت حضور دارند. ضمن آن كه معمولاً افرادی آگاه به اصول دینی ، به راهنمایی مردم در كنیسا می پردازند. معمولاً در سخنرانی های مذهبی روزهای شنبه در كنیساها، تعالیم عام مذهبی به مردم آموخته می شود. تربیت روحانیان دینی عمدتاً از طریق مطالعات شخصی یا آموزش های فرد به فرد صورت می پذیرد. در مقاطعی خاص ، جلسات ویژه ای به عنوان سمینار دبیران دینی یا جلسات قرائت و تفسیر تورات ، تلمود و احكام شرعی تشكیل می شود. هدایت كلی این تعالیم و پاسخ گویی شرعی ، برعهده مرجع دینی یهودیان است و در كنار آن ، واحد كمیته فرهنگی انجمن كلیمیان همكاری دارد.

یهودیان از نظر اجرای آداب و رسوم دینی ، به دو دسته تقسیم می شوند: «سفارادی » و «اشكنازی ». یهودیان سفارادی بیشتر در حوزه تمدن اسلامی و یهودیان اشكنازی بیشتر در غرب و در حوزه تمدن مسیحی زندگی می كنند. اصول دینی یهود به طور كامل مورد قبول علما و پیروان هر دو گروه است و فرد یهودی متعلق به یكی از دو جامعه ، می تواند آزادانه به جامعه دیگر رفته و طبق مراسم آن گروه عمل كند.

كلیمیان ایران به طور كلی متعلق به گروه سفارادای و پیرو علمای اسپانیا (و بغداد در سده اخیر) هستند، اما به علت تعالیم روحانیانی كه در سده اخیر از اروپا (بخصوص پس از جنگ جهانی اول ) به ایران آمدند، آداب و رسومی از یهودیان اشكنازی نیز در رفتار مذهبی آنان به چشم می خورد.

اعیاد و مراسم مذهبی

در تورات ، سه عید «پسح »، «شاووعوت » و «سوكوت » به شرح زیر، به یهودیان اعلام شده است:

ـ عید پسح

به مناسبت سالگرد خروج بنی اسرائیل از مصر برگزار می شود. مدت این عید، 8 روز است . یهودیان در این ایام ، نان فطیر (مصا) می خورند و مراسم ویژه ای در كنیساها برپا می كنند. در 2 شب اول این عید، سفره مخصوص تدارك دیده می شود و وقایع خروج از مصر در كنار سفره قرائت می شود. این عید معمولاً در فروردین و گاه در اوایل اردیبهشت واقع می شود (15 ماه عبری نیسان ). 2روز اول و 2 روز آخر این عید، تعطیل شرعی است.

ـ عید شاووعوت

به مناسبت اعطای تورات (ده فرمان ) به بنی اسرائیل در كوه سینا (طور) برگزار می شود. مدت آن 2 روز است و شب اول آن را معمولاً مردم در كنیساها تا صبح بیدار می مانند و به قرائت تورات و متون مذهبی می پردازند. این عید در خرداد یا اواخر اردیبهشت واقع است (6 ماه عبری سیوان ) و هر 2 روز آن ، تعطیل شرعی است.

ـ عید سوكوت و شمینی عصرت

این عید به یادبود اقامت بنی اسرائیل در بیابان سینا و نیز پایان یك سال قرائت تورات برگزار می شود. مدت آن 9 روز است و در 7 روز اول آن ، یهودیان معمولاً سایبانی به نام «سوكا» در فضای باز می سازند و در آن ساكن می شوند. 2 روز آخر، جشن تورات در كنیساها برگزار می شود. 2 روز اول و آخر این عید نیز تعطیل شرعی است . زمان آن اواخر شهریور یا نیمه اول مهر (15ماه عبری تیشری ) است.

علاوه بر این سه عید، یهودیان اعیاد و مراسم دیگری نیز دارند كه بدین شرح است:

ـ روش هشانا (سال عبری )

این جشن در 2 روز اول سال نو عبری با قرائت دعاهای ویژه در كنیساها برگزار می شود. در هر 2 شب این عید، سفره ویژه ای تدارك دیده می شود و دعاهایی به خوراكی ها خوانده می شود. زمان آن قبل از عید سوكا و معمولاً در نیمه دوم شهریور یا اوایل مهر (اول ماه تیشری ) است و هر دو روز آن تعطیل شرعی است.

ـ روز توبه (یوم كیپور)

طبق دستور خداوند در تورات ، یهودیان در دهم ماه تیشری ، یك شبانه روز كامل روزه می گیرند و در كنیساها، نمازهای خاص طلب توبه و بخشایش به جای می آورند. این روز (علاوه بر روزهای شنبه ) مقدس ترین روز تقویم سالانه یهود است و همه یهودیان در این روز از نظر كاری تعطیل هستند. زمان آن اواخر شهریور و یا اوایل مهر است.

ـ جشن حنوكا

این جشن به مدت 8 روز به مناسبت فتح دوباره معبد بیت المقدس در دو هزار سال پیش برگزار می شود. یهودیان ، در طول شب های این جشن ، شمع روشن می كنند. زمان آن در آذر (25 ماه عبری كیسلو) است.

ـ جشن پوریم

به مناسبت ابطال حكم قتل عام یهودیان در ایران باستان (2300 سال پیش ) برگزار می شود. زمان آن در اسفند ماه (14 ماه عبری ادار) واقع است.

ـ جشن ایلانوت

این جشن به نام سال نو درختان در همین ماه برگزار می شود و رسم است كه بر میوه های مختلف ، دعا می خوانند (15 ماه عبری شواط).

ـ روزه ها

علاوه بر روزه بزرگ (یوم كیپور) در چهار هنگام از سال ، به مناسبت ویرانی معبد بیت المقدس و یك روز نیز قبل از جشن پوریم ، روزه گرفته می شود.

اماكن زیارتی كلیمیان ایران

ـ آرامگاه استرومردخای (همدان):

استر، ملكه یهودی دربار خشایارشا و مردخای ، از پیامبران یهود در 2300 سال پیش بودند. مقبره آن ها در مركز شهر همدان ، از آثار تاریخی و توریستی به شمار می رود و مهم ترین زیارتگاه دینی یهودیان ایران است. جشن پوریم به یادبود وقایع وارده بر یهودیان در زمان این دو تن برگزار می شود.

ـ آرامگاه حبقوِ نبی (تویسركان)

حبقوِ از انبیای بنی اسرائیل در 2200 سال پیش است كه كتاب نبوت وی ، جزء كتاب های عهد عتیق است . آرامگاه وی در تویسركان از توابع همدان واقع است و مورد احترام یهودیان و مسلمانان است.

ـ آرامگاه دانیال نبی (شوش دانیال)

دانیال از انبیای بنی اسرائیل بود كه حدود 2200 سال پیش در دربار ایران اقامت داشت و شرح نبوت و معجزات وی در بخشی مستقل در مجموعه كتاب های عهد عتیق مندرج است . آرامگاه وی كه به روایتی ، توسط امام علی شناسایی شد، در شوش از توابع دزفول واقع شده و بسیار مورد توجه مسلمانان است.

ـ زیارتگاه بی بی خاتون یا ساره بت آشر (اصفهان)

طبق روایتی یهودی ، ساره از نوادگان حضرت یعقوب ، در مكانی در حومه شهر اصفهان متجلی شده است و به همین مناسبت ، زیارتگاهی به نام او در نزدیكی شهر اصفهان بنا شده و جمعی از یهودیان ایران این مكان را زیارت می كنند.